شب یلدا این جشن کهن و تولد تمام شب چله ای ها و من مبارک باد
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٩ 

گرد تاریخ بر پیشانی ما هم نشست.

سلام و درود

ببخشید که تو ماه آذر نتونستم به روز بشم.یه مشکلاتی منو مشغول کرده بود.بگذریم. شب چله یا یلدای همه ایرانیان مبارک باد.راستی تولد منم مبارک.

شب چله شب زاده شدن مهر

      شب چله درازترین شب سال و آغاز انقلاب شتوی است که پس از آن آفتاب از برج قوس به برج جدی واگذار می شود و روزها اندک اندک بلندتر می شوند.

     این درازترین شب سال از دید ایرانیان نافرخنده بود. زیرا علاوه بر سرمای سخت زمستانی در این شب دیرگذر یورش اهریمن تاریکی ادامه می یافت. برای دور کردن این نافرخندگی ایرانیان تا باز آمدن خورشید به دور آتش شادی می کردند و خوان می گستردند و میزَد(Mayazd.نذر یا ولیمه ی غیر مایع مانند گوشت و نان و میوه و....)آماده می کردند که باز مانده این آیین هنوز هم پابرجاست.

      ایرانیان باستان برای اینکه شب چله را به رغم اهریمن بدکنش، به خوشی بگذرانند آخرین باز مانده های میوه های پاییزی مانند انار را گردآوری کرده بر خوان می نهادند و گاه تا بامدادان شب زنده داری می کرده اند.به راستی که این خوان میوه شگون داشت و زمستان را پر برکت می کرد.وآیین شب چله که هنوز هم در بسیاری از جاهای ایران پابرجاست از همین یادگار کهن است.

      یلدا چنانکه در بیشتر فرهنگ ها امده است بر گرفته از گویش سریانی به معنی میلاد عربی است و چون هنگام شب یلدا را با میلاد مسیح برابری دارد،از اینرو بدین نام خوانده شده است.و چون ایرانیان این شب را شب زاده شدن میترا(مهر) می دانستند آن را با خوانش سریانی اش پذیرفتند و در واقع یلدا با نوئل(Noel) اروپایی که در 25 دسامبر استوار شده برابر است بنابراین نوئل اروپایی همان شب یلدا یا چله خود ماست.

      آیین زاده شدن میترا به عنوان یک روز سپندینه(مقدس) با آیین مهری به اروپا رفت. تا آن زمان جشن زایش و تعمید مسیح روز ششم ژانویه گرفته می شد.پس از آنکه آیین مسیحی راه یافت و بسیاری از آداب و رسوم مهری درآن جذب شد،زاده شدن مهر،که به باور مهرپرستان نجات دهنده مردمان در روز آخرت خواهد بود به مسیح منتسب شد و با گسترش مسیحیت در شرق دوباره به ایران بازگشت و شب چله نامیده شد.

      به باور کرمانی ها قارون به شکل هیزم شکنی هنگام شب به در خانه ها می آید و هیزم به آنها می دهد که این هیزمها به شمش طلا تبدیل می شود.بنابراین تا بامداد بیدار می مانند. این آیین یادآور بابانوئل در کریسمس است و این را می رساند که چله ایرانی و کریسمس از یک مایه سرچشمه گرفته است.

در ادبیات فارسی سرایندگان، زلف یار و همچنین روز هجران را از برای سیاهی و درازی به شب چله تشبیه کرده اند و از برخی سروده ها مانند معزی و سنایی نیز پیوستگی بین مسیح و چله دریافت می شود.

(سنایی)

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی          که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

(معزی)

ایزد دادار مهر و کین تو گویی         از شب قدر آفرید و از شب یلدا

زانکه به مهرت بود تقرب مومن       زانکه به کینت بود تفاخر ترسا 

(سعدی)

روی رویش چون برانداخت نقاب شب زلف         گفتی از روز قیامت شب یلدا بر خاست     

(حافظ)

صحبت حکام ظلمت شب یلداست            نوروز خورشید جوی بو که برآید   

پاینده باد خاک ایرانمان

منبع.هفته نامه امرداد


کلمات کلیدی: